الفيض الكاشاني

449

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

حسد بر مقدّر الهى غالب آيد . » « 144 » پيامبر ( ص ) فرمود : « به زودى بيمارى امتّها به امّتم خواهد رسيد ، عرض كردند : بيمارى امّتها چيست ؟ فرمود : غرور و سرمستى و مباهات به زيادى مال و حسدورزى در دنيا و دور شدن از يكديگر و به هم حسد بردن تا آن جا كه به ستم مبدّل شود . آنگاه به صورت فتنه و آشوب درآيد . » « 145 » پيامبر ( ص ) فرمود : « به برادرت آشكارا سرزنش مكن كه در نتيجه خدا او را مورد رحمت قرار دهد و تو را مبتلا سازد » « 146 » روايت شده كه چون موسى ( ع ) به سوى پروردگارش شتافت در سايهء عرش مردى را ديد پس بر بلندى جايگاه او رشك برد و با خود گفت : اين مرد در پيشگاه خدا محترم است ، از خدا خواست كه از اسم او به موسى ( ع ) خبر دهد ولى خداوند از اسم آن مرد خبر نداد و فرمود : « ( اى موسى ) سه كار از كارهاى او را برايت مىگويم : او به آنچه خدا از بخشش خود داده بود حسد نمىورزيد و پدر و مادرش را از خود ناراضى نساخت و سخن‌چينى نمىكرد . » زكريا ( ع ) گفت : خداى متعال فرموده : « شخص حسود دشمن نعمت من است ، و از حكم من خشمگين است ، و از آنچه ميان بندگانم تقسيم كرده‌ام ناراضى است . » پيامبر ( ص ) فرمود : « آنچه بر امّتم از همه بيشتر مىترسم اين است كه مال و ثروتشان زياد شود پس به يكديگر حسد ورزند و به كشتار يكديگر اقدام كنند . » « 147 »

--> ( 144 ) اين حديث را بيهقى در الشعب از روايت يزيد رقاشى و ابو مسلم كشى نيز روايت كرده‌اند و يزيد ضعيف است چنان كه در المغنى آمده است . و به زودى نظير آن از كافى خواهد آمد . ( 145 ) اين حديث را حاكم از حديث ابو هريره به سندى صحيح روايت كرده چنان كه در الجامع الصغير آمده است . ( 146 ) اين حديث را ترمذى در ( سنن ) ، ج 9 ، ص 312 از حديث واثلة بن اسقع روايت كرده است . ( 147 ) اين حديث را ابن ابى الدنيا در كتاب نكوهش حسد از حديث ابو عامر اشعرى روايت كرده است ( المغنى ) .